گفتگویی در باب تقابل سنت و مدرنیته

پدیده نماهای رومی ، سندرم یا جستجوی هویت
۲۹ تیر ۱۳۹۶
نمایش همه

گفتگویی در باب تقابل سنت و مدرنیته

گفتگویی در باب تقابل سنت و مدرنیته

سنت در یک معنا در ارتباط با قوانین تکوینی است که از زمان خلقت در همه ابعاد تا کنون جریان دارد.

در دیگر معنا سنت مربوط به رفتار، عقاید،آداب و رسوم، ارزشها و باورهای انسان بوده است.
نوع دیگر نگاه به سنت مربوط میشود به نگاه بدعت گرایان که هر چیز قبل از مدرن را کهنه و سنت و هر چیز تازه و بعد از آن را مدرن و نو می دانند.
اما سنت در مفهوم دیگر آن به هر نوع آداب و رسوم، رفتار و عقاید و ارزش اشاره دارد که بر مبنای نیاز، به مرور زمان سنت جدید جای سنت قبلی را می گیرد و یا دچار تغییر و تحول می گردد.مثل مراسم چهارشنبه‌سوری یا سنت ازدواج.

از طرفی علاوه بر مفهوم سنت، درک و برداشت ما از مفهوم زمان و معاصر بودگی در ارتباط با سنت میتواند راهگشا باشد:
از یک منظر نگاه ما به مفهوم فضازمان که حاصل ذهن و تخیل انسانهاست با هدف ایجاد نظم و ارتباط از طریق حواس به صورت خطی با محیط پیرامونش بوده است(زمان مطلق)

اما معماری و شهرسازی در مفهوم مطلق و نسبی فضازمان به روشهای متفاوت طراحی و ساخت منجر میشود:
در مفهوم مطلق فضا و زمان شهر به عنوان یک موجودیت وجود دارد و هر چیزی مثل یک ماشین در زمان خاص اتفاق می افتد.اما در مفهوم نسبی فضازمان، توجه به رابطه درست بین افراد و محیط پیرامون بیش از تحمیل ایده های انتزاعی اهمیت پیدا می کند و زمان غیر قابل تفکیک به گذشته، حال و آینده میگردد.(زمان غیر خطی)
به این اعتبار گذشته در این مفهوم زمان حالی است که من هیچ وقت در آن نبوده ام.

از طرفی معاصر بودگی هم به معنای اکنون و مسایل امروز و در زمان حال حضور داشتن نیست.
هر آنچه در گذشته داشته و تا کنون نیز ادامه داشته و در آینده هم تاثیر آن ادامه خواهد یافت.
معاصری از گذشته تا حال و آینده،حافظ و سعدی،نیچه و کانت،شیخ محمود شبستری و شیخ بهایی معاصرند.

با این اعتبار آیا سنت نیز معاصر نخواهد بود؟
در حقیقت چیزی به عنوان سنت وجود ندارد چرا که اگر داشت ما هم آدمهای سنتی هستیم.
با این برداشت از مفهوم سنت،اگر سنت بخشی از فرهنگ جامعه انسانی باشد می تواند همچون فرهنگ به عنوان کاتالیزور شناخت،حفاظت و انتقال میراث فرهنگی و هویت بخشی در ارتباط با مسایل روز و آینده راهگشا باشد.
دنیای امروز ما حاصل بازتعریف مفاهیم و ایده هاست و سنت نیز از این قاعده مستثنی نبوده است.

بسیاری از مسایل زندگی انسان پاسخ آن در گذشته داده شده است و نیازی به تجربه دوباره آن نخواهد بود و با توجه به مفهوم مطلق و نسبی فضازمان عدم درک پیوستگی فضازمان در مفهوم نسبی آن یکی از دلایل تقابل بوده است در حقیقت و در واقع اصلا تقابلی وجود ندارد.

در واقع هر گونه تقابل و یا برداشت خطی تز سنت در ماهیت انسان نسبت به دریافت اطلاعات (انتروپی) نهفته است چرا که هر تحلیل عقلایی تفسیری از یک نقطه نظر است اما به منظور مقابله با تاثیرات افتادن در دام چشم اندازی واحد، نیچه پیشنهاد می کند که ما بایستی تنوع چشم اندازها و تفاسیر موثر را در خدمت دانش بکار گیریم.
این نوع نگاه به به تنوع چشم اندازها راه را برای پردازش اطلاعات (نگانتروپی) جهت رسیدن به آگاهی هموار خواهد نمود.

از این منظر اگر گروهی سنت را ورای پرسش میدانند در همین نکته یعنی مقاومت در پردازش اطلاعات جدید یا مغایر با باورها و رفتار گروهی آنان بوده است.
چرا که پردازش اطلاعات و عمل نگانتروپی متاثر و نتیجه رفتار و فعل انسان در طول زمان بوده است.
لذا هر گونه اطلاعات جدید، مغایر با رفتارها، عقاید و باورهایمان فاکتور گیری میشود و تنها اطلاعاتی پردازش میگردد که با باورهای ما در طول زمان همسو بوده باشد.

تورج شش بلوکی علمداری

فروردین ماه ۱۳۹۶

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *